#پارت_11
عنوان پارت: "هیولای واقعی"
درحالی که مقابل میز آرایش ایستاده بود و گردنبند و انگشتر هاش رو در می آورد و اونها رو توی باکس روی میز جا میداد لب باز کرد:
_اونا خیلی سریع نزدیک میشن
_عالیه
پسر کوچکتر گفت و با بیرون کشیدن پیراهن رسمی سفید از تنش، اونو با تیشرت راحت و مشکی رنگی عوض کرد و شروع به باز کردن دکمه شلوارش کرد.
پسر بزرگتر با مکث نگاهش رو از اینه به کمر اون دوخت و اون ادامه داد:
_جونگ ریو اون، سانگ لویان، ساموئل کیاتو
این سه تا هدف اصلی باشن، برای پیغام رسون هاهم از افراد کامالوکی استفاده کن.
پسر بزرگتر چرخید و از میز گوشه اتاق برگه سفیدی برداشت و با اولین مدادی که دم دستش بود شروع به نوشتن اطلاعات جدید کرد.
هر چهار اسم رو یادداشت کرد و برگه رو تا کرد و به جیبش برگردوند و مداد صورتی رنگ رو به روی میز برگردوند.
_پس میرم هماهنگ کنم
پسر بزرگتر گفت و بعد از اتاق بیرون زد.
عمارت حتی با وجود اینکه ساعت از نیمه شب گذشته بود هنوز روشن بود.
خدمتکار ها آخرین مراحل تمیز کاری رو انجام میدادن تا اثری از بهم ریختگی های مهمونی باقی نمونه.
کارهای زیادی برای انجام دادن بود!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پشت شیشه رفلکس اتاق بازجویی ایستاده بود و به زن و مرد آفریقایی تباری نگاه میکرد که مضطربانه اون سمت شیشه روی صندلی های فلزی جا گرفته بودن و با کمک هم مشخصات ظاهری مردی رو توصیف میکردن تا پلیس مخصوص چهره نگاری اون رو طراحی کنه.
زن و مردی که اتاق هجده هتل رو ده ماه پیش رزرو کرده بودن اما به جای اینکه خودشون توی اتاق لعنتیشون باشن، جورجا ملونی و قاتل اونجا بودن!
همزمان به حرف های نامجون گوش میداد که داشت نتیجه بازجویی رو توضیح میداد:
_میگن تو راه رفتن به اتاقشون بودن که یک نفر جلوشون رو گرفته و بهشون پیشنهاد یه پول چشمگیر رو داده تا کلید اتاق اونها رو ازشون بگیره و یه اتاق دیگه بهشون بده.
بنظر نمیاد دروغ بگن، الان هم دارن سعی میکنن چهره اون مرد رو توصیف کنن و خب رفتارشون صادقانه بنظر میاد.
_موهاش سبز بوده؟
تهیونگ درحالی که دست هاش رو توی جیب هاش فرو میبرد پرسید و نامجون همزمان با مرتب کردن برگه های زیر دستش جواب داد:
_نه
نفسش رو آه مانند بیرون داد و با مکث چرخید و روی نزدیک ترین صندلی نشست:
_رابین هود چی؟ از لحظه ورودش و دیدارش با جورجا ملونی چیزی پیدا نکردید؟
اینبار اوسامو سری به نشونه منفی تکون داد:
YOU ARE READING
𝑴𝑶𝑳𝑻
Fanfiction"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "تهکوک، یونمین" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• تیم آلفا، تیمی با تعداد نفرات محدود از بهترین و نخبه ترین نظامیان هر کشور. هویت اونها درست به اندازه رمز پرتاب بمب ها...
