part94: What does he have?

45 5 14
                                        

#پارت_94

عنوان پارت: " اون چی داره "

یک ساعتی از فروپاشی روانی جونگکوک می‌گذشت و حالا شرایط چنان پایدار بنظر می‌رسید که انگار هیچ وقت اون اتفاق نیافتاده!
تهیونگ چند دقیقه ای میشد که به حمام رفته بود و کوک توی این مدت خودش رو مشغول بررسی گزارش های مالی شرکتش کرده بود.
با صدای زنگ گوشیش سرش رو با مکث از روی برگه های زیر دستش بلند کرد و تماسی که از سمت جین بود رو پاسخ داد:

_بله جین؟

_امیدوارم مزاحم خلوتتون نشده باشم

پسر بزرگتر گفت و بلافاصله با لحن طنزی اضافه کرد:

_البته اگر شده باشمم مهم نیست!

جونگکوک چشم هاش رو به خاطر شوخی بی مزه پسر بزرگتر چرخوند و با صدای درب حمام ناخودآگاه نگاهش رو برای لحظه‌ای به همون سمت گردوند و همزمان پرسید:

_چی شده؟

جین برخلاف قبل با لحن کاملا جدی ای توضیح داد:

_حدودا دو ساعت پیش تیم آلفا به سمت باشگاه یونگی حرکت کردن و این اثبات می‌کنه که بکهیون یا مینهو بلاخره طبق نقشه اسم و مکانش رو لو دادن.

جونگکوک حین اینکه نگاه از تن خیس و نیمه برهنه‌ی تهیونگ می‌گرفت با حالت شاکی‌ای پرسید:

_چرا همون موقع خبرم نکردی؟!

_تهیونگ گفته بود میخواید تنها باشید منم تصمیم گرفتم مزاحمتون نشم.
از سمتی چیز خیلی مهمی هم نبود؛ از اونجایی که یونگی توی باشگاه نبود دونستن یا ندونستنش چیزی رو عوض نمی‌کرد.

جین خونسردانه گفت و پسر کوچکتر ناخودآگاه با نارضایتی اخم کرد؛ تهیونگ با دیدن اخم های پسر، بدون اینکه اهمیتی به نمناک بودن تنش بده با همون حوله ای که دور کمرش پیچیده بود نزدیک شد و کنجکاوانه پرسید:

_موضوع چیه؟

جیمین کوتاه جواب داد:

_یوهان رفته باشگاه یونگی

ابروی کاپیتان با تعجب بالا پرید:

_به این سرعت ازشون اعتراف گرفتن؟!

_اینطور بنظر میاد.

کوک گفت و تهیونگ بلافاصله کنایه زد:

_فکر کردم گفتی که اونا مقاومن!

پسر کوچکتر نفسش رو با کلافگی بیرون داد و متقابلاً کنایه زد:

_اونا مقاومن!
باید دید جلاد های تیمت تا چه حد بی رحمی به خرج دادن!

قبل از اینکه تهیونگ چیزی بگه، جین با حالت شاکی‌ای گفت:

_هی رفقا، من هنوز پشت خطما!

جونگکوک حین اینکه نگاه از پسر بزرگتر میگرفت موبایل رو روی میز گذاشت و تماس رو روی بلندگو قرار داد تا تهیونگ هم بتونه بشنوه و همزمان گفت:

𝑴𝑶𝑳𝑻Stories to obsess over. Discover now