#پارت_29
عنوان پارت: "اسب "
در حمام رو از داخل قفل کرد و گوشی مخصوصش رو روشن کرد.
تنها چند ثانیه بعد سیلی از پیام هایی از سمت یوهان و اوسامو روی صفحه نقش بست:_ما به ژاپن رسیدیم، هتل رو بررسی کردیم، اتاق با اونی که توی ویدیو بود کاملا مطابقت داره.
ییبو رفت دنبال اون دختری که گزارش داده بود و دو روز بعد از اون حادثه به علت نشت گاز توی خونهی خودش مرده.تهیونگ کاملا به اینکه این یک قتل باشه مشکوک بود.
حتما اونایی که جنازه رو از هتل خارج کردن مجبورش کرده بودن به پلیس دروغ بگه و بعد این بلا رو سرش آورده بودن._فیلم دوربین هارو بازیابی کردم، تقریبا دو ساعت و نیم بعد از اینکه قاتل هتل رو ترک کرده یکسری ژاپنی اومدن و جنازه رو بردن.
چهره هاشون شناسایی شد، داریم میریم سراغشونبعد از اون هیچ پیامی از یوهان وجود نداشت و تهیونگ امیدوار بود که همه چیز به درستی پیش رفته باشه.
نفسش رو صدادار بیرون داد و اینبار پیام های اوسامو رو باز کرد:_باشگاهی که کانگ سوهیوک بهش رفت و آمد میکنه مشکوکه، همون شبی که کیم و کانگ باهم دیده شدن یک نفر دیگه هم توی باشگاه بوده اما در طی این چند روز از باشگاه خارج نشده.
اخم هاش به کندی به هم نزدیک شدن و ویدیویی که اوسامو فرستاده بود پخش کرد.
ویدیو از دوربین مداربسته مغازهی مقابل باشگاه ضبط شده بود و اعداد سفید رنگ اون پایین ساعت هفت صبح رو نشون میداد.
به لطف اوسامو ویدیو ادیت شده بود و درحالیکه با یک سرعت بالا پخش میشد تعداد ورود و خروج افراد به باشگاه رو گوشه تصویر به نمایش می گذاشت.
تقریبا نیم ساعت زمان برد تا تهیونگ ویدیو بیست و چهار ساعته رو تماشا کنه و عدد گوشه تصویر نشون میداد که یک نفر اوشب وارد شده و تا هفت صبح فردا خارج نشده!
با پایان ویدیو به صفحه اوسامو برگشت، اون یک عکس تار از شخصی که پشت به دوربین مقابل درب باشگاه ایستاده ارسال کرده بود:_من با دقت ویدیو رو تماشا کردم و این فرد کسیه که وارد شده و خارج نشده.
پلاک موتوری که ازش استفاده کرده توی سامانه ترافیک شهری بررسی کردم، این آدم قبل از اینکه اینجا بیاد توی یه کلاب خصوصی بوده که فقط افراد خاصی اجازه ورود بهش رو دارن.
هنوز نمیدونم این افراد بر چه اساسی انتخاب شدن اما میدونم که یک کارت مخصوص دارن که با نشون دادنش به بادیگارد جلوی در بهشون اجازه ورود داده میشه.
قبل از اینجا هم فرودگاه بوده، دوربین های فرودگاه رو چک کردم و بر اساس ساعت ورود و خروجش میتونم بگم توی پروازی بوده که از توکیو ژاپن اومده.
تمام مدت از ماسک و کلاه استفاده کرده بخاطر همین نمیتونم تصویر واضحی از صورتش پیدا کنم.
یکم زمان میبره تا بتونم مدارکی که به فرودگاه ارائه داده پیدا کنم

YOU ARE READING
𝑴𝑶𝑳𝑻
Fanfiction"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "تهکوک، یونمین" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• تیم آلفا، تیمی با تعداد نفرات محدود از بهترین و نخبه ترین نظامیان هر کشور. هویت اونها درست به اندازه رمز پرتاب بمب ها...