فلش بک_د.ا.د زین
بالاخره داشتم تبرعه میشدم،باورم نمیشه که لویی تونست قاضی رو راضی کنه که من مقصر نبودم.
به دیوار تکیه داده بودم و منتظر اخرین بازجویی بودم که یکدفعه کارداشیان اومد داخل،بهش پوزخند زدم و گفتم
_بالاخره همه فهمیدن که من بیگناهم.
اون یه پوزخند گنده زد و گفت
_اوه پسر کوچولو خوب من میخوام یه چیزی رو قبل اخرین دادگاهت بهت بگم.
اومد روبه روم به حالت تهدبد امیز گفت
_اگه تو این جرمو قبول نکنی باید با اون پسر کوچولو ریزه میزه که برای نجاتت کلی تلاش کرد خداحافظی کنی.
با ترس گفتم
_منظورت چیه؟
_منظورم اینه که اگه تو تبرعه بشیخیلی اتفاقی ممکنه اون پسر کوچولو تو تمرین پرتاب نیزه کشته بشه ولی اگه تو بگی همه اینا تقصیر تو بوده اون تا هزار سال یا شایدم بیش تر میتونه زندگی کنه و من تضمین مبکنم که هیچ بلایی از طرف ما سرش نمیاد.
فینیش فلش بک_د.ا.د زین
من فقط میخواستم فرشته کوچولوم زنده بمونه...من خودم بچه بودم از کجا باید میفهمیدم که این بلاها سرش میاد.
لویی از سرجاش بلند شد و کلافه اومد سمتم،خشن گفت
_همین الان با من بیا طبقه بالا نمیخوام این سه تا بلند بشن.
اروم لیامو خوابوندم رو مبل و باهاش بلند شدم،با هم رقتیم بالا و وارد اخربن اتاق شدیم.
د.ا.د لوبی
دیگه داشتم روانی میشدم..به مرز جنون رسیده بودم.
رفتم سمتشو یفشو گرفتم و داد زدم
_تو عوضی...قسم میخورم اگه نگی برای چی همچین کاری کردی جفتمونو همین جا میکشم.
اون به چشمام نگاه کرد،چشماش پر از غم بود.
دست راستشو گذاشت رو قلبمو دست چپشو گذاشت رو قلبش،اون میخواد ذهنی بهم بگه؟
چشمامو بستم و تصاویر جلوم ظاهر شد.
زین تو سلول....
ورود کارداشیان...
تهدیدش...
فرصت خواستن زین....
قبول کردنش...
روز دادگاه....
همه چیز دور سرم چرخید،حالم داره بهم میخوره،صحنه ها دوباره تکرار میشن...این همه سال....
این همه سال رنج و درد کشیدم،کشیده...همش زیر سر کارداشیان بود،این همه سال که من زینو مقصر تمام اتفاقات میدونستم اون بی گناه بود..
من فکر میکردم اون شیطانه در حالی که اون فرشته است فرشته ای که زندگیشو به خاطر من نابود کرد....
صدای داد زین که اسممو صدا میزد به گوشم میرسید ولی توانایی اینو نداشتم که جوابشو بدم.
همه چی کم کم تاریک شد و صدا ها نا واضح تا در اخر که هیچی نفهمیدم....
YOU ARE READING
OUT OF MIND(L.S)(complete)
Fanfictionهیچ چیز اونطور که میخوایم پیش نمیره حتی اگه چیزی که میخوایم به ضررمون باشه....
