#پارت_98
عنوان پارت: "برگشت به... "
ویلیام حین اینکه محتاطانه آخرین دور از باند رو به دور شکم یوهان محکم میکرد و با لحن غر مانندی گفت:
_اگر یکبار دیگه این بخیه هارو پاره کنی، دیگه نمیتونم زخمتو بخیه کنم میفهمی؟
پسر بزرگتر فقط سرش رو به نشونهی تایید تکون داد و بعد نگاهش رو به سمت نامجون چرخوند که چند قدم عقب تر ایستاده بود و تو سکوت اونها رو تماشا میکرد:
_اوضاع چطوره؟
ویلیام با اتمام کارش عقب کشید و شروع به جمع کردن وسایلش کرد و نامجون جواب داد:
_پارک جیمین هنوز بیهوشه اما مین یونگی به هوش اومده
پسر کوچکتر حین اینکه به تیشرت سیاه رنگ کنار دستش چنگ میزد از جا بلند شد و گفت:
_پس بریم سراغش!
همزمان با پوشیدن تیشرتش به سمت در اتاق قدم برداشت و باعث شد ویلیام حین اینکه ناباورانه به قدم های بلندش نگاه میکرد فریاد بزنه:
_همین الان بهت چی گفتم؟!
_چیزیم نمیشه!
یوهان بدون اینکه به عقب بچرخه با لحن بیخیالی گفت و باعث شد ویلیام حین اینکه با عصبانیت بسته های گاز استریل رو توی کیف لوازم امداد فرو میکرد زمزمه کنه:
_روز به روز بیشتر شبیه تهیونگ میشه!
نامجون با اخم محوی سرش رو به نشونهی تایید تکون داد و با مکث کوتاهی اضافه کرد:
_چون نبودنِ کاپیتان داره تحت فشار میذارتش.
با پایان حرفش قدم برداشت و به سرعت خودش رو به یوهان رسوند که درحال پایین رفتن از پله های طبقهی مخفی بود و همزمان با صدای آرومی هشدار داد:
_اگر همینطوری ادامه بدی، خودتو از پا میندازی!
_نگرانم نباش، تا وقتی اون مولتِ حرومزاده رو زمین نزنم از پا درنمیام!
پسر کوچکتر بدون اینکه سر به سمتش بچرخونه گفت و بعد از سکوت کوتاهی، حین اینکه آخرین پله هارو پشت سر میگذاشت پرسید:
_هیچ ایده ای داری که چرا پارک جیمین توی آپارتمان همراهش بود؟
نامجون با لحنی که چندان مطمئن بنظر نمیرسید جواب داد:
_فکر کنم یکی دارم.
یوهان درست توی آخرین پله ایستاد و با نگاهی سوالی به سمتش چرخید و پسر بزرگتر هم ناخودآگاه روی پله بالایی متوقف شد و با لحن معذبی توضیح داد:
_یه کبودی روی گردنش دیدم؛ و مطمئنم وقتی که از اینجا میرفت همچنین کبودیای نداشت.
_کبودی؟
ESTÁS LEYENDO
𝑴𝑶𝑳𝑻
Fanfiction"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "تهکوک، یونمین" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• تمامِ چیزی که کاپیتان کیم تهیونگِ افسانهای بهش فکر میکنه گیر انداختن مجرم بزرگی به اسمِ مولته؛ اما چی میشه اگر صفحهی...
