د.ا.ن نایل
با پسرا تو کافه جولی و رز نشسته بودیم...
جولی اومد ازمون سفارش گرفت و رفت...لیام که سرش تو گوشیش بود یهو لبخند زد و گفت :
_حدس بزنید آخر هفته چه روزیه؟؟؟ 🤘😈
داشتم توی ذهنم تاریخ رو بررسی میکردم تا ببینم چه مناسبتی میتونه باشه که لویی با هیجان گفت:
_بازی لیورپول و يوونتوسِ.... او پسر مرسی که یادآوری کردی...
_لیام :گور بابای لیورپول.... من منچستریم....
و بازی که توش طرفدار تیمی نباشم برام جذابیتی نداره..._لویی:چطوری میتونی طرفدار تیمی نباشی!!؟منم منچستریم....ولی این بازی باشگاه انگلیسی با ایتالیایی... واقعا تیم انتخاب کردن آنقدر سخته با توجه به این که انگلیسی هستی ؟؟؟ :////
_لیام :همچنان اهمیتی نمیدم...😑
_لویی: حتی یه ذره هم عشق به کشورت تو وجودت نیست نه؟؟؟
_شان:اون عشق به هیچی تو وجودش نیست... کشورش که دیگه چیزی نیست...
خندیدم و لیام سرش رو تکون داد و به طرف شان لایک نشون داد و به لویی با تاسف نگاه کرد و گفت:
_فقط چند ماه اینجاست... و بیشتر از تو منو میشناسه... خجالت بکش...!!!
با کلافگی گفتم:
_حالا آخر هفته چه روزیه؟؟؟
هری که حسابی تو سکوت داشت فکر میکرد یهو گفت:
_نه صبر کن!!!! فکر کنم فهمیدم...
و بعد به لیام نگاه کرد و مکث کرد و لبخند زد و گفت:
_روز مادربزرگ!!!!!(nanny's day)
(فارسیش خیلی مسخره میشد :/)لیام خندید و زد کف دست هری و با هیجان گفت:
_یسسسسس مَن.... نانیز دی....!!!!
خندیدیم و گفتم:
_کلا فراموش کرده بودم...
شان که هیچ ایده ای نداشت با تعجب به خوشحالی و هیجان هری و لیام نگاه کرد و گفت:
_نانیز دی دیگه چه کوفتیه؟؟؟
_لیام:بهترین روز سال توی مدرسه است....
_شان:چرا؟؟؟ مگه چی هست؟؟ همه باید با مادربزگاشون بیان؟!؟؟😑
خندیدم و گفتم :
_نه بیب...یه پارتی... که به لطف لیام یکی از بچه پولدار های مدرسه برگزار میکنه....
هری با هیجان حرفمو ادامه داد:
_میسون گرگز.... رو میشناسی کاپیتان تیم فوتبال...؟!
شان سرشو تکون داد و گفت :
_آره... فکر کنم... چند بار با کایل دیدمش...

YOU ARE READING
HELP Me!!!!
FanfictionWe do this... together.. We lie... We play our part... We fight We kill... To protect eachother cause eachother all we have... ما این کارو باهم انجام دادیم... ما دروغ گفتیم... نقشمون رو بازی کردیم.. جنگیدم... ما آدم کشتیم... تا از همدیگه محافظت کنی...