د.ا.ن سوم شخص
لویی توی حیاط مدرسه نشسته بود با سر و ضع بهم ریخته و موهای ژولیده...
و سرشو گذاشته بود رو میز...هری اومد جلو و نشست سر میز...
و وقتی لویی رو اون شکلی دید سرشو تکون داد و گفت:_خب... مثل این که دیشب حسابی خوش گذشته؟!
لویی سرش رو آورد بالا و به هری نگاه کرد و تکیه داد و گفت:
_فاک مَن... قسم میخورم که دیگه با لیام بیرون نمیرم...
لعنتی تا صبح داشتم بالا میآوردم..
سرم هم داره از درد میترکه...هری پوزخند زد و گفت:
_تا وقتی که من بودم که حسابی داشتی از لاشی بازی های لیام لذت میبردی...
لویی چشماش رو بست و شقیقه هاش رو با انگشتاش ماساژ داد و گفت:
_تو چرا انقدر بهت برخورد و قهر کردی رفتی؟!
_خوشم نمی اومد از سر کار گذاشتن زین اونجوری حرف میزد... میدونی منظورم اینه که... ما میدونیم لیام همیشه اینکارو با همه میکنه و باهاش میگیم و میخندیم.... ولی زین... اون فرقی داره.... دیگه رفیقمونه...
لویی که سرش حسابی درد میکرد توجه به حرف هری گفت:
_فاک... قرصی چیزی نداری؟؟؟ سرم داره میترکه...
هری چشماش رو چرخوند و گفت:
_الان برات میارم...
و بلند شد و رفت...
چند دقیقه بعد نایل و شان اومدن...
شان با تعجب نگاش کرد و گفت:
_هی پسر... شت...!!! سر وضعت خیلی داغونه...
لویی لبخند کنایه آمیزی زد و دوباره صورتش رو به خاطر سر درد جمع کرد و گفت:
_آره به لطف دوست پسر جنابعالی...!!
_نایل:چه ربطی به من داره؟؟؟
_لویی :تو دوباره پارانوئیدی شدی گفتی لیام رو تنها نزارم....
و وقتی تا صبح با لیام باشی آخرش این چیزیه که گیرت میاد..نایل که تازه فهمید قضیه چیه خندید و گفت:
_میتونستی فقط بری کنارش بشینی مجبور نبودی باهاش همراهی کنی...
_لویی:میدونی که نمیتونم خودم رو کنترل کنم...
نایل خندید و لویی گفت:
_به هر حال... اون لعنتی حالش از من و تو هم بهتره...
دیشب هم با یه پسره تو کلاب آشنا شد و رفت خونه اش احتمالا به خاطر همین تا الان نیومده....شان با تعجب نگاش کرد و با حرص گفت:
_باورم نمیشه....!!!! عجب آشغالیه...!!!!!!!

VOCÊ ESTÁ LENDO
HELP Me!!!!
FanficWe do this... together.. We lie... We play our part... We fight We kill... To protect eachother cause eachother all we have... ما این کارو باهم انجام دادیم... ما دروغ گفتیم... نقشمون رو بازی کردیم.. جنگیدم... ما آدم کشتیم... تا از همدیگه محافظت کنی...