part 78

766 190 242
                                        

با صدای داد سجین از خواب پرید خوابالود چشماشو مالید و ماسک اکسیژنش رو کنار زد و به جای اینکه به اون همه صدای بالای سرش توجهی کنه برعکس شد و این بار روی شکم خوابید و این حرکت باعث شد سجین بیشتر آتیشی بشه

- یااا متین شی پاشو ببینم من واقعا موندم تو چطوری میتونی تو این حجم به یه چیزی گند بزنی و بعدش انقدر راحت رفتار کنی انگار هیچ کاری نکردی

بدون اینکه حتی زحمت بلند شدن به خودش بده زیر لبی نق زد:
- هیونگ نیم منم موندم تو چطوری میتونی هفت سال گندای منو جمع کنی اما هنوزم عادت نکرده باشی

با این حرفش یونگی که اون هم از صدای داد سجین بیدار شده بود زیر خنده زد و این بار عصبانیت سجین نصیب اون شد:
- تو مگه هم اتاقی این جن بد بو نشدی که کنترلش کنی؟

متین کلمه ای که خودش به سجین یادش داده بود رو براش اصلاح کرد:
-جن بد بو چیه هیونگ مگه حموم نرفته؟ باید بگی جن بو داده و درضمن هیونگ ما دیشب جن گیری داشتیم پس لطفا تو این اتاق اسم جن نیار

- جن اصلی تویی نمیشه ازت یه لحظه چشم برداشت پاشو ببینم رییس گفته باید ببرمت پیشش میخواد اینبار حسابی به حسابت برسه

بالاخره متین از این همه سر و صدا کلافه شد و از جا بلند شد و خوابالود نق زد:
- رییس با من کار داره پس خودشم باید بیاد اینجا

سجین برای متین چشم گرد کرد و متحیر پرسید
- برم به رییس بگم خودت بیا برو سراغ ایدولت؟

- هیونگ بخوای حساب کنی سهام من از رییس بیشتره پس من رییس اصلیم
سجین دست به کمر زد و پرسید:
- و کی گفته سهام تو بیشتره؟

متین چشمک زد و با شیطنت گفت:
- هیونگ نیم خودت حساب کن سهام من و ددیم رو هم از سهام بنگ پی دی گردالو بیشتر نیست؟

از این حرفش آب توی گلوی یونگی پرید و سجین محکم به پیشونیش کوبید:
- لعنتی همین شوخیای مسخره رو کردی که الان فندومتون انقدر جدی دارن شیپتون میکنن دیگه

متین ریز خندید و بیشتر سر به سر سجین گذاشت:
- از بس ریلیم هیونگ

سجین کلافه دست متین رو گرفت تا بکشه اما متین سریع دستش رو پس کشید و با اخم تذکر داد:
- هیونگ باز من توی روی تو خندیدم پررو شدی؟

سجین دستاش رو به نشونه تسلیم بالا گرفت و گفت:
- خیلی خب باشه باز مثل راهبه های پاک و مطهر جیغ نزن پاشو بپوش همراهم بیا تا قبل از اینکه اینبار جدی جدی اخراج بشم

متین با اخم جواب داد:
- نمیخوام برو بگو رییست خودش بیاد
- خیلی خب باشه خودم اومدم

با شنیدن صدای بنگ پی دی متین خیلی سریع از جا پرید و صاف ایستاد وپاچه خوارانه نود درجه خم شد و سلام کرد:

The ENDDonde viven las historias. Descúbrelo ahora