فک کنم سفر نه تنها فکر خوبی نبود،بلکه افتضاح بود!از لحظهای که فرید فهمید بلیطمون فرست کلاس نیست شروع کرد به غر زدن و از طرفی نمیتونستم ژوانو بشونم رو صندلیش.سر درد بیموقع هم که شده بود قوزبالاقوز
-فرید،تو رو خدا دو دیقه ساکت شو!ژوان،لطفا بشین الآن هواپیما بلند میشه میخوری زمین.
ژوان-نمیخوام.
فرید که کلا قهر کرده بود و ساکت شده بود،پس خودم بلند شدم و بیتوجه به جیغ زدنهاش بلندش کردم،نشوندمش کمربندشو بستم و قفل کودکو هم زدم!
ژوان-بابا کمکم کن.
فرید-بشین دیگه حتما بایر بخوری زمین که...
حرفش با ولو شدن من رو زمین نصفه موند!قبل اینکه بشینم با تکون هواپیما تعادلمو از دست دادم و افتادم...سریع کمربندشو باز کرد و اوند کمکم.
فرید-کبریا؟؟؟؟؟خوبی؟جواب بده!
چشامو باز کردم و خندیدم-خوبم.
فرید چپ چپ نگام کرد-ترسوندیم.
دستشو گرفتم و بلند شدم.یعنی یه مهماندار هم نیومد بگه زندهای یا مردی؟
نشستیم و کمربندمونو بستیم.
فرید-دیگه عمرا بلیط خریدنو بسپرم بهت!خسیس!!!!
سرمو گذاشتم رو شونشو و مظلوم گفتم-خب خواستم بیشتر پسانداز کنیم.بده به فکر آیندم؟
فرید-بله که بده!از حال لذت نبریم و به فکر اینده باشیم؟
تو ذهنم گفتم دهنت سرویس فرید نفهم!کم کم داشتم عصبانی میشدم ولی بلند و با لبخند گفتم-باشه ازین به بعد تو بلیط بخر.
فرید-راستش داشتم به یه چیز دیگه فکر میکردم.
-چی؟
فرید-چطوره جت شخصی بخریم؟
سرمو از رو شونش برداشتم و یکی کوبیدم پس کلش-فکرای تخمی تخیلیتو واسه خودت نگهدار.
غر زد-باز تو هار شدی؟
-دوساعته دارم تحملت میکنم!پس جواب بلهاست!بله!من هار شدم!بهتره هوای خودتو داشته باشی!خم شدم سمت ژوان-با تو هم هستم آتیشپاره.
ژوان-منکه ساکت نشستم!
-فک نکن نمیدونم داری برنامه شیطنت بعدیتو میریزی!ولی ژوان،بخدا اذیت کنی بدجوری حالتو میگیرم.
فرید-عه کبریا!به بچم چیکار داری؟
برزخی ترین نگاه ممکنم رو به سمتش حواله کردم.
فرید-منظورم بچمون بود!
-بچممممون از صبح منو روانی کرده!بهتره طرفداریشو نکنی وگرنه حال تو رو هم میگیرم!ببین کی گفتم.
فرید-بیخوابی اذیتت نمیکنه؟دیشب خوب نخوابیدی
-نه.
فرید-ولی به نظر خسته میای!بگیر بخواب.
-خجالت نکش!بگو حوصلتو ندارم بگیر بتمرگ صداتو نشنوم!
فرید😶-کبریا چت شد یهو؟
-از دیشب دو دیقه نخوابیدم،تو و ژوان از صبح اذیتم میکنین،تو غر میزنی،اون حرف گوش نمیده،سرم درد میکنه،حس میکنم دارم روانی میشم!
فرید بغلم کرد-متاسفم عزیزم،یکم بخواب.
چشامو بستم و سعی کردم بخوابم.
عزیزای دلم سلام!
چندتا نکته در مورد سفر به ایران هست که یکم تخیلیش میکنه😂کلا کل سفر به ایران برای فرید و کبریا غیر ممکنه،و من در مورد قانون اینکه همجنسگراهایی که ازدواج کردن میتونن به ایران سفر کنن یا نه اطلاع ندارم.ولی اینطور تصور میکنیم که مثل ازدواج یه زن و مرد ایرانی،که تو یه کشور به غیر از ایران ثبت شده،و این ازدواج تو ایران ثبت نشده،پس ایران این ازدواجو به رسمیت نمیشناسه...
این پارت خیلی کوتاه بود ولی پارتهای بعد بلندتر خواهد بود.
میدونم که میدونین دوستتون دارم
🐴نبات🐴
BINABASA MO ANG
Obiymy
Romanceهر آدمی فقط یه نفرو داره که حالشو خیلی خوب میکنه. و فقط یه نفرو داره که حالشو خیلی بد میکنه...! بیچاره اونی که این دونفرش یه نفره🙃 پ ن:معنیobiymyآغوش هست #گی_کاپل 🌻پریا🌻
