هر آدمی فقط یه نفرو داره که حالشو خیلی خوب میکنه.
و
فقط یه نفرو داره که حالشو خیلی بد میکنه...!
بیچاره اونی که این دونفرش یه نفره🙃
پ ن:معنیobiymyآغوش هست
#گی_کاپل
🌻پریا🌻
انگشتشو گذاشته بود رو فاصله لبام و آروم میبرد داخل دهنم ولی هنوز انقدر گیج بودم که بیدار نشم.اثر داروها بود یا خستگی زیاد نمیدونم فقط میدونم نمیخواستم بیدار شم.به هیچوجه!یکم سرمو عقب کشیدم و زمزمهوار گفتم-نکن. عوض عقبنشینی انگشتشو کامل کرد تو دهنم و باعث شد برق از سرم بپره.چشام باز شدن و شوکه گفتم-داری چه غلطی میکنی؟ خندید-بیدارت میکنم. کلافه به ساعت نگاه کردم-ساعت هشت و نیمه صبحه! فرید-ساعت ده باید مدرسهی بچهها باشیم. -چرا؟ فرید-یادت نیست؟نمایش پیترپن! -اوه شت!متسفم.فکر کنم هنوز یکم گیجم. دستمو گرفت و کمک کرد بلند شم. فرید-وقت داریم تو برو دوش بگیر سرحال شی منم صبحانه درست میکنم. -ممنون فرید-جون من نری اون تو دگ درنیای!فقط برو زیر آب خوابت بپره!ده دقیقه دیگه میام دنبالت. -😒خیله خب. بچهپررو فقط مونده بود واسه حموم کردنم دستور بده.اذیتش نکردم فقط دوش گرفتم و اومدم بیرون.امروز روز مهمی برای بچهها بود.ژوان و شوان قرار بود نقش راکونهای دوقلو رو بازی کنن🥰
Oops! Bu görüntü içerik kurallarımıza uymuyor. Yayımlamaya devam etmek için görüntüyü kaldırmayı ya da başka bir görüntü yüklemeyi deneyin.
Oops! Bu görüntü içerik kurallarımıza uymuyor. Yayımlamaya devam etmek için görüntüyü kaldırmayı ya da başka bir görüntü yüklemeyi deneyin.
فرید-کبببببی؟ -دارم لباس میپوشم الآن میام. سریع آماده شدم. -واو فرید.املت؟ نشست پشت میز و لبخند زد-بخور جون بگیری امروز روز مهمیه. -مث مامانم گفتی! فرید-راستشو بخوای صبح مامانت زنگ زد و ازینکه تو خوابی ومن بیدار خیلی تعجب کرد. -بهش گفتی؟؟؟؟ فرید-چی؟معلومه که نه.دیوونه شدی؟ -خوبه!خب چه دروغی سرهم کردی؟ فرید-دروغ نگفتم.گفتم یکم خستهای!اونم گفت واست صبحونه املت درست کنم جون بگیری😅 -میگم این کارا و حرفا ازت بعیده. فرید-باشه مامانت به فکرت بود ولی دلیل نمیشه من نباشم. گوششو کشیدم-قهر نکن توله فرید😐🤐-جان؟توله؟جدی؟ -یکم دیگه حرف بزنی نمایش بچهها رو از دست میدیم. و با مکث اضافه کردم-توله!!!!