part 5 (S3)

279 55 398
                                        

لطفا قبل از خوندن ووت بدید و کامنت یادتون نره
کیوتی ها.

(همچنان توصیه میکنم آب قند و دستمال کاغذی داشته باشید!)

بهش نزدیک تر شد و با صدای آروم و لرزونی گفت:

+ خواهش میکنم...بس کن ییبو...لطفا بس کن...نمیتونم...
نمیتونم بذارم این کارو با خودت بکنی

توی یک لحظه و طی یک تصمیم ناگهانی، دستش رو پشت گردن ییبو گذاشت و محکم گرفتش. فاصله اش رو باهاش به صفر رسوند و لب هاش رو روی لب های لرزون و بی رنگش کوبید.

با خشک شدن ییبو از حرکت ناگهانیش، سریع شیشه رو از دستش گرفت و توی دست خودش نگه داشت. میترسید ییبو دوباره شیشه رو برداره.

خودش هم نمیدونست چرا همچین کاری کرده و همچین تصمیمی گرفته. ولی انجامش داده بود. صدای نفس نفس های ییبو توی گوشش بود و وقتی مطمئن شد تقلا نمیکنه ازش فاصله گرفت.

چشم های خودشم خیس از اشک بود. پیشونیش رو به پیشونی ییبو تکیه داد.

+ برای من بمون...من...من دوست دارم وانگ ییبو...خواهش میکنم آروم بگیر

ییبو انگار نمیشنید چی میگه. بدنش میلرزید و نگاهش روی نقطه نامعلومی گیر کرده بود. با صدای آروم و لرزونی گفت:

_ میدونی وقتی دیدم جین‌یونگ به خاطر من......

ژان سریع وسط حرفش پرید

+ نه....

_ چی نه؟ دروغ میگم؟

+ جین‌یونگ زنده اس

با این حرفش، ییبو با شدت ازش جدا شد.

_ چرا بهم دروغ میگی؟ چرا باهام بازی میکنی؟

+ قسم میخورم ییبو...قسم میخورم دروغ....

حرفش با صدای شکستن شیشه پنجره نصفه موند. با وحشت به عقب چرخید و با دیدن پنجره، ییبو رو پشت خودش نگه داشت و با احتیاط جلو رفت. با دیدن تعداد زیادی ناشناس که توی حیاط خونه بودن، لعنتی زیرلب به وضعیتشون فرستاد.

حدس میزد تعقیبش کرده باشن یا اون ها برای پیدا کردنش در تلاش بوده باشن. نمیفهمید این لعنتیا کین که بیخیال ییبو نمیشن.

+ باید بریم وانگ ییبو...بعد برات توضیح میدم

بی توجه به ییبو خشک شده سرجاش، به طرف دری که حدس میزد در پشتی خونه باشه رفت. سریع بازش کرد و به طرف ییبو برگشت.

+ ییبو...ییبو بیا دیگه...

وقتی حرکتی ازش ندید، سریع به طرفش دوید و مچش رو گرفت. همون لحظه افراد ناشناس وارد خونه شدن و ژان بدون نگاه کردن بهشون، ییبو رو دنبال خودش کشید.

میتونست صدای قدم هاشون رو بشنوه و قبل از اینکه فرصت کنن از حیاط پشتی بیرون برن، دورشون کردن. ژان با یک شمارش کوتاه فهمید ده نفر مقابلشونن.

THE GAME OF DESTINYStories to obsess over. Discover now