لطفا قبل از خوندن ووت بدید و کامنت یادتون نره
کیوتی ها.
از فردای شب جلسه، مشغول بررسی باندها شد. با توضیح اتفاقات جلسه و پیشنهادش برای مارک و سهون، حالا هرسه تاشون بین انبوهی از کاغذ غرق شده بودن.
هرسه روی زمین توی اتاق کار ژان نشسته بودن و توی سکوت به کارشون رسیدگی میکردن. گاهی باهم صحبت میکردن و نظراتشون رو بهم انتقال میدادن.
اطلاعات تک تک باندهای زیرمجموعه نایتمر مقابلشون بود و مشغول بررسی هرکدوم و نوت برداری بودن. ژان قرار بود اول لیستی از همشون درست کنه و بعد نامحسوس برای سر زدن بره و بررسیشون کنه.
همه باندها شغلی برای پوشش کار اصلیشون داشتن. از شرکت های تجاری گرفته تا کلاب و کازینو. همین کار ژان رو برای بررسی کمی راحت تر میکرد.
با درد گرفتن چشم هاش، بلاخره کمی عقب رفت و چشم هاش رو بست. هنوز آروم نگرفته بود که صدای غرغر سهون توی گوشش پیچید.
سهون: من نیمفهمم این چه ایده سختیه که تو دادی ها؟ اصلا کی به تو گفت ایده بدی؟ کم با آروم کردن سرکشی ها داغون شدیم که حالا باید به همشون رسیدگی کنیم؟
مارک: امروز زیاد غر میزنید جناب اوه
سهون خودکار دستش رو به طرف مارک پرت کرد و با دیدن جاخالی داشتنش بهش چشم غره ای رفت.
سهون: توهم امروز زیاد حرف میزنی مارک
مارک سرش رو پایین انداخت و ریز ریز خندید. سهون به طرف ژان برگشت تا حرفی بزنه ولی ضربه ای که به در خورد مانعش شد.
ژان بدون باز کردن چشم هاش اجازه ورود داد ولی با شنیدن صدای مباشر پدرش، چشم هاش باز شد.
+ چیزی شده؟
× پدرتون کارتون داره
ژان نگاهی به سهون انداخت و از سرجاش بلند شد.
+ تا برمیگردم تمومش کنید
سهون چشم هاش رو چرخوند و زیرلب غر زد. ژان لبخند محوی زد و به اتاق پدرش رفت.
+ چیزی شده بابا؟
× یکی از طرف های معاملمون ادا در اورده و اینبار میخواد حضوری معامله کنه
+ خب؟
× مشکل اینجاست که ما باید بریم اونجا...چون ما خریداریم
+ کدوم بانده؟
× گلدن رز
+ میخواید من برم؟
× میتونی؟
+ من درگیر تغییر سیستم و بررسیشم...میگم سهون و مارک برن
× تنهایی از پس کار خودت برمیای؟
+ اره مشکلی نیست
× خیلی خب پس میتونی به سهون بسپاریش
YOU ARE READING
THE GAME OF DESTINY
ActionFiction: THE GAME OF DESTINY genre: Action _ mafia _ thriller _ angst _ romance Author: SHIA _ HANA couple: YiZhan همه ما برای زندگی هامون برنامه ریزی های زیادی داریم. تصمیمات بزرگی میگیریم و میخوایم از خیلی چیزها دوری کنیم. ولی گاهی فراموش میکنیم...
