part 23 (S3)

331 68 431
                                        

لطفا قبل از خوندن ووت بدید و کامنت یادتون نره
کیوتی ها.

ژان سری به نشونه تاسف تکون داد و بلند شد. سهون هیجان زده خندید و با گفتن میرم آماده بشم تنهاش گذاشت. ژان هم بلند شد ولی با حس درد ضعیفی توی مچ پاش، اخم محوی کرد.

نگاهی به پاش انداخت و با دیدن قرمزی استخون قوزکش، کلافه نفسش رو بیرون داد. بی توجه به درد کمش، حاضر شد و از اتاق بیرون رفت.

طولی نکشید که سهون هم همراه مارک مقابلش ظاهر شدن. مارک هم لبخند گنده ای روی لب هاش بود و باعث شد ژان به سهون بابت دهن لقش چشم غره ای بره.

مارک بی توجه به چشم غره ای که شاهدش بود با هیجان جلو رفت و سهون همزمان خودش رو توجیح کرد.

سهون: خب چیه؟ اونم به اندازه من حرص خورده

مارک خودش رو به ژان رسوند و با همون لبخند گنده مقابلش ایستاد.

+ این چه قیافه ایه؟

مارک: خوشحالم خب...

ژان سرش رو به نشونه تاسف تکون داد و زودتر راه افتاد.

+ اگه هنوزم قصد دارید شام مهمون من باشید...بهتره زودتر راه بیوفتید

سهون و مارک نگاهی بهم کردن و توی کسری از ثانیه، زودتر از ژان توی ماشین منتطر بودن. ژان که واقعا باورش نمیشد انقدر به خاطر یک شام هیجان زده باشن، چند لحظه ای بهت زده بهشون نگاه کرد.

در آخر تسلیم شد و سوار ماشین شد. تمام مسیر به شوخی و مسخره بازی های سهون و مارک گذشت و ژان توی سکوت بهشون نگاه میکرد.

انگار خیلی در رابطه با رابطه‌ی ژان و ییبو تحت فشار بودن که حالا اینطوری خوشحال و هیجان زده بودن. فضای زمان شام هم بدون تفاوت خاصی با توی ماشین طی شد.

سهون و مارک راضی از شامی که خورده بودن و مقداری که موفق شده بودن ژان رو اذیت کنن، بلاخره آروم گرفتن. ژان با دیدن سکوت و آرامششون، آروم گفت:

+ الان دیگه راضی هستید؟ اون انباشه های توی دلتون خالی شد؟

هردو سری به نشونه مثبت تکون دادن و چشمکی تحویلش دادن.

+ جمع کنید بریم...دیروقت شد

هردوشون بلند شد و ژان همزمان با بلند شدنش، متوجه ویبره موبایلش شد. نگاهی بهش انداخت و تونست نوتیف پیامی که داشت رو ببینه.

*کجایی؟*

چند ثانیه ای برای جواب دادن مکث کرد. نمیدونست باید بهش بگه کجاست یا نه. اصلا برای چی میخواست بدونه؟ توی همین فکرها بود که متوجه شد جوابش رو تایپ کرده.

چند لحظه بهت زده به صفحه موبایلش خیره شد. انگار قلبش زودتر از مغزش موفق شده بود وارد عمل بشه و حالا محلی که اونجا بود برای ییبو ارسال شده بود.

THE GAME OF DESTINYLa tua prossima ossessione. Scoprilo ora