part 31 (S3)

334 61 637
                                        

لطفا قبل از خوندن ووت بدید و کامنت یادتون نره

کیوتی ها.

( خیلی شرمنده بابت تاخیر، حقیقتا من دو هفته ای چهارشنبه هام خیلی شلوغه، لطفا به بزرگی خودتون ببخشید.)

ژان سکوت کرده بود و ییبو صبورانه منتظر بود تا حرفش رو بزنه.

+ بیا تمومش کنیم

جمله ناگهانی ژان توی گوشش پیچید و هر کلمه مثل پتکی محکم توی سرش کوبیده شد. احساس میکرد اشتباه شنیده پس با کمی گیجی به حرف اومد.

_ چی؟

ژان بی توجه به بهت و ناباوری ییبو، جمله اش رو تکرار کرد. این بار بی رحمانه تر.

+ بیا این رابطه رو تموم کنیم....اشتباه کردیم...فقط بیا این اشتباهو ادامه ندیم

ییبو نمیتونست حرف هایی که میشنوه رو باور کنه. ژان ازش میخواست تمومش کنن؟ به رابطشون میگفت اشتباه؟ رابطه ای که بعد از اون همه تلاش ساخته بودن؟

_ چی داری میگی ژان؟ میفهمی؟

ییبو حس میکرد ژان دیوونه شده یا شاید این یه شوخی مسخره برای جبران دعوای اون شبه. ولی چهره و لحن جدی ژان هیچ شباهتی به یک شوخی مسخره نداشت.

ییبو بهت زده بهش خیره بود و نمیدونست چی باید بگه. ژان بی توجه به حالش دوباره حرفش رو تکرار کرد. انگار که ییبو یک بچه کوچیکه که مجبوره براش یه چیز رو چندبار توضیح بده.

+ واضح گفتم ییبو...دارم رابطم باهات رو تموم میکنم

ییبو حس میکرد نفس کشیدن براش سخت شده و مغزش توانایی درک حرف های ژان رو از دست داده. مقابل نگاه گیج و پر از سوالش، ژان از سرجاش بلند شد و خیلی سریع از کافه بیرون زد.

زمانی که ییبو به خودش اومد و دنبالش دوید، دیگه هیچ اثری ازش نبود. هیچ کجای خیابون اثری از ژان نبود. ییبو کم کم داشت فکر میکرد توهم زده و اصلا ژان هنوز نیومده. پس داخل کافه برگشت و نشست.

ولی با رسیدن سفارش هاش که شامل آب و قهوه بود، واقعیت مثل مشت محکمی توی صورتش خورد. هیچ لحظه ای از بودن ژان توهم نبود و ژان واقعا اون حرف هارو زده بود.

سریع سفارش هارو حساب کرد و از کافه بیرون زد. تند تند شماره ژان رو گرفت و منتظر شد، ولی هیچ جوابی وجود نداشت.

ییبو نمیدونست چندبار بهش زنگ زد یا چندبار بهش پیام داد. نمیفهمید چه اتفاقی افتاده و ژان چرا همچین تصمیمی گرفته. یعنی به خاطر دعوای اون شبشون بود؟

ژان فکر میکرد ییبو از عشق و رابطشون میگذره؟ برای همین همچین تصمیمی گرفته بود؟ قبول داشت کمی تند رفته ولی آخه ییبو دیگه کی رو توی زندگیش داشت که همچین چیزی راجع به لوهان رو بپذیره؟

THE GAME OF DESTINYStories to obsess over. Discover now