part 13 (S3)

299 59 392
                                        

لطفا قبل از خوندن ووت بدید و کامنت یادتون نره
کیوتی ها.

رسیدنشون به عمارت مصادف شد با شروع مهمونی. ژان نفس عمیقی کشید و یک قدم جلوتر از سهون و مارک حرکت کرد. به خوبی میتونست جلب شدن توجه هارو به سمت خودش حس کنه.

هم به خاطر ظاهر و جذابیتش هم به خاطر اینکه میدونست آوازه ماموریت هاش به خوبی به گوش همه رسیده. با دیدن چانیول و ییبو که توی بالاترین قسمت سالن بودن، چند لحظه ای مکث کرد.

اگه میگفت دلش برای ییبو تنگ نشده، یکی دیگه از دروغ های بزرگ زندگیش رو گفته بود. با دیدن لبخند روی لب های ییبو، اون هم بعد از این مدت و اتفاقاتش، لبخند محو تلخی زد.

لبخندی که با دیدن مخاطب اون لبخند محو شد. پلکی زد و سعی کرد احساسات توی چشم هاش رو با ورقی از سردی بپوشونه. البته که مثل همیشه موفق هم بود.

سهون و مارک صبورانه منتظر بودن تا ژان تصمیم بگیره به طرف ییبو بره. با حرکت کردن ژان، نیم نگاهی بهم انداختن و دنبالش رفتن.

وقتی به اندازه کافی بهشون نزدیک شدن، سهون و مارک تونستن جین‌یونگ و لوهان رو هم در کنارشون ببینن. توجه اوناهم بهشون جلب شد و لبخند بزرگی روی لب های همشون نشست.

لب های همه به جز ییبو. چهره ییبو پر از حس های مختلف بود. دیدن ژان بعد از این مدت و رفتارها و بی محلی های اخیرش، حس عجیبی داشت.

درحالیکه از دیدنش خوشحال بود، چهره سرد و جدیش اذیتش میکرد. ژان بلاخره مقابلش ایستاد و کمی سرش رو خم کرد. حرکتی که برای چند ثانیه همشون رو متوقف کرد.

این حرکت دو معنی داشت‌‌. اول اینکه ژان جایگاه ییبو رو به عنوان رییس یک باند بالاتر از خودش میدونست. دوم اینکه ژان ییبو رو فقط به عنوان یک رئیس باند میدید، نه کسی که مدت طولانی باهاش دوست بوده و چیزهای زیادی پشت سر گذاشته.

+ بهتون تبریک میگم رئیس وانگ. ریاست واقعا برازندتونه

با شنیدن صدای جدی ژان، همه از شوک حرکتش دراومدن و ییبو خنده معذبی کرد.

_ این چه کاری بود ژان؟ تو رهبرمایی یادت رفته؟

نفس ییبو از حرکت ژان بند اومده بود. احساسی منفی مثل دوتا دست دور گلوش پیچیده بود و فشار میداد.

+ این نظر لطف شماست رئیس وانگ...ولی جایگاه شما از من بالاتره....این دیگه اعلام رسمی جایگاه شماست

همه سکوت کردن بودن و به کارها و حرف های عجیب ژان و واکنش های گیج ییبو نگاه میکردن. چانیول که دید جو لحظه به لحظه بدتر میشه، سعی کرد کمی اوضاع رو کنترل کنه.

چان: من واقعا ایمان دارم که واژه رهبری شایستته ژان...تو با رفتارت هممون رو سوپرایز میکنی...این توله شیرم درسته رییس شده ولی هنوز همونه بابا...سخت نگیر

THE GAME OF DESTINYLa tua prossima ossessione. Scoprilo ora